بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
بنر
   
کودکان امروز ، قاتلان فردا چاپ
حضورکودکان بعنوان گلهای زندگی باچنین سرووضعی درجامعه نشان از سهل انگاری ، بی تدبیری وروزمرگی مسئولان ودستگاههای عریض وطویلی است که درتشدید این فرآیند نقش بازرسی را ایفا میکنند. 


کودکان ژولیده ومعصومی که در گوشه وکنارمعابر کزکرده اند وزیر چشمی عابران را می کاوند وبا نگاههای ملتمسانه خود دل رهگذران را میخراشند ، بسیارند.
این کودکان تازیانه های گرما وسرمارا برخشم پدرترجیح داده وهرروزکاسه بدست ازرهگذران محبت گدایی میکنند.
خیابانهای پررفت وامد ماوای همیشگی آنان برای بدست آوردن لقمه ای نان است وچشمهای پرحسرتشان محال است اجازه دهند چیزی ازگلوی کسی پائین برود
آینده این متکدیان کوچک امروز بجای مدرسه درخیابانهارقم میخورد ، سالهاست که ازحضورشان درشهرمیگذرد وسالهاست که کسی برای این کودکان راه نجاتی نیندیشیده است .
پسرک 7 ساله ای باچشمانی سرشارازشیطنت وشورکودکانه که ماهها آب و صابون ازکنارصورتش هم عبور نکرده درانتظار صدای افتادن سکه ای درکاسه اش لحظه شماری میکند یکی ازهزاران کودک متکدی ،خیابان گرد وخیابان خواب است .
تجربه به او نشان داده که بابیان عبارات توروخدا کمک کنید ، مامانم بیمارستان خوابیده ،؛ خدا خیرتون بده وچندروزاست غذانخورده ام راحت تر میتواند دل رهگذران را بدست آورد.
دراین میان کودکان 10 تا 12 ساله ای هستند که گریه کردن مداوم را شیوه گدائی خود کرده تادل عابران را بدرد آورند واندک کمکی ازآنان دریافت کنند.
درنقطه ای دیگرکودکی که 6 تا 7 ساله به نظرمی رسد با لباسی مندرس وکثیف ودستانی که هیچ شباهتی به دستان ظریف ولطیف همسالانش ندارد ، بسته ای آدامس دردست دارد وبا سماجتی زیاد که به التماس شبیه است ازرهگذران میخواهد که ازاوآدامس بخرند.
درمسیرهای مختلف شهر ، درترافیک ماشینهای پشت چراغ قرمز ، داخل بیمارستانها ، صف تاکسی وایستگاه اتوبوس کودکان خردسالی را میتوان دید که به عناوین وترفندگوناگون درصدد دریافت مبلغی ازرهگذرانند .
تکدی گران کوچک ، عشق وعلاقه وحتی بازیهای کودکانه راازیادبرده اند ،حتی دعواهای آنان هم برعکس هم سن وسالانشان برسریک اسباب بازی نیست، دعوای آنان برسر کسب چیزی بنام پول است .
تحقیر ، خود کم بینی ،کمبودمحبت ،دل زدگی ازدنیا وحسرت یک لحظه خوش وبدون استرس نتیجه ساعتهای طولانی وطاقت فرسای التماس وتکدی گری آنان است ، کاری که به سماجت زیادی نیاز دارد ودرحدوتوان اندام ضعیف ونحیف آنان نیست .
هرروزکودکان خردسالی رادرکوچه وخیابان میبینیم که درآرزوی یک جرعه محبت برآرزوهای کوچک خود چشم بسته اند.
ازصبح تاشب تنها درجستجوی اندکی درآمد کیلومترهاراه را پیاده باپاهای کوچکشان طی میکنند ودراین مسیر خسته کننده بارها با پرخاشگری وتوهین عابران عصبانی مواجه میشوند.
برخی آنهارادرشمارکودکان کار طبقه بندی میکنند که برای امرار معاش خانواده به تکدی گری روی آورده اند وبرخی دیگرهم آنها راوسیله وابزاری برای سوداگری باندهایی مخوف میدانند که تربیت بزهکاران حرفه ای اسالت اصلی آنان است.
اماواقعیت آن است که فارغ ازهردورویکرد فوق حضورکودکان بعنوان گلهای زندگی با چنین سرووضعی درجامعه نشانه سهل انگاری ، بی تدبیری وروزمرگی مسئولان ودستگاههای عریض وطویلی است که درتشدید این فرآیند نقش بازرسی را ایفا میکنند.
به اعتقادکارشناسان معضل تکدی گری کودکان درجامعه زمینه سازبسیاری ازمعضلات اجتماعی وناهنجاریهایی خواهد بود که جامعه درآینده بهای آنرا هزاران بارسنگینتر خواهدپرداخت.
بعبارت دیگربسیاری ازاین کودکان دقیقا همان سارقان وقاچاقچیان وقاتلانی هستند که درآینده ای نه چندان دور به سراغ فرزندان ماخواهندآمد وبااقدامات تبهکارانه خود امنیت وآسایش رااز جامعه سلب خواهند کردهمانگونه که امروزه جامعه هزینه سنگین ندانم کاری وناکارآمدی سیاستهای گذشتگان رادراین زمینه پرداخت می کند .
به هرتقدیر به نظرمیرسد برای پیشگیری ازخطرات وآسیبهائی که درمسیر زندگی این کودکان قرار دارد وبه نوعی نظم اجتماعی وجریان طبیعی جامعه رادرآینده تحت تاثیر قرار خواهدداد.
ضروری است برای ساماندهی آنان اقداماتی اساسی انجام شود که نخستین گام دراین زمینه تخصیص اعتبارات خاص وبهره گیری ازتشکلهای غیردولتی ومردمی است.
سرهنگ پاسدار رمضان قاسمی/معاون اجنماعی فرماندهی انتظامی استان مازندران
 


مطالب مرتبط:


   

تازه ها